آخرش یک نفر از راه میرسدکه بودنش جبرانِ تمامِ نبودنهاستجبرانِ تمامِ بی انصافیها و شکستنها …یکی که با جادویِ حضورش دنیایِ تو را متحول میکند …جوری تو را میبیند که هیچ کس ندیده …جوری تو را میشنود که هیچ کس نشِنیده …و جوری روحِ خسته تو را از عشق و محبت اشباع میکندکه با وجود او دیگر نه آرزویی میماند برایِ نرسیدنو نه حسرت و اندوهی برای خوردن …دستش را که گرفتی در چشمانش که نگاه کردی بگو:تو مثل باران هستیبارانی از گلبارانی از مهربارانی از لبخندبارانی که به زندگی کویری من جان بخشیدبا تو بودن را
برچسب: نویسنده: مریم نوروزی تاريخ: پنجشنبه 25 تير 1405 ساعت: 11:39